تبليغاتX
ارتباطات
مسائل روز

 

 

 

تحلیل برنامه دو قدم مانده به صبح

 

       برنامه ی دو قدم مانده به صبح به کارگردانی و تهیه کنندگی سعید بشیری و اجرای موفق محمد صالح اعلاء برنامه ای است که مدتیست از شبکه چهار سیم پخش می گردد و توانسته است مخاطبین قابل قبولی را برای خود جمع نماید . این برنامه که در ساعات پایانی شب پخش می گردد به دنبال جذب مخاطب عامی نیست و سعی دارد مخاطبین از قشری فرهیخته تر را به پای برنامه خود بکشاند . این برنامه ترکیبی بدیع و با حضور یک مجری ثابت ( محمد صالح اعلاء) و در مجری متغیر و دعوت کارشناسانی زبده ، دیگر خود تبدیل به آهنربایی برای جذب مخاطب فرهیخته ی مورد نظر خود شده است .

استفاده از کارشناسانی که شاید بسیاری از آنها تا به حال در هیچ یک از برنامه های سیما استفاده نشده است و به قولی مخاطب به حضور آنها در چارچوب تلویزیون عادت نداشته است خود دلیل بر متفاوت بودن برنامه است . کارشناسانی که اگر از نظرات آنها در برنامه های ساخت خارج باشیم . اما مسئولین این برنامه با کار بلدی و توانایی خود آنها را در دو قدم مانده به صبح به برنامه ی خود می کشانند . کارشناسانی که جزء سرآمدها و بهترین ها در نوع خود هستند . و از نظرات آنها در بحثها استفاده می نمایند . بحثهایی که شاید هضم آن برای مخاطب کمی دشوار به نظر آید و این باعث بالا رفتن سطح گفتگوها و تخصصی شدن انهاست . البته بسیاری این موضوع را نقص برنامه می دانند زیرا از ویژگیهای متن ، دوری از پیچیدگی است که می توان گفت این ویژگی در متن های این برنامه رعایت نمی گردد . نکته ی قابل توجه در این میان قراردادن مجری هایی متناسب با میهمان و موضوع برنامه است . هر برنامه دارای یک یا دو مجری مجزاست که در زمینه ی موضوع مورد بحث دارای تبحر می باشند و می توانند در مدت زمان کوتاهی که در اختیار دارند بحث را به بیراهه نکشانده و در مسیر مشخص شده بیشترین استفاده را از بحث ببرند .  

دکور برنامه که در آن از رنگ های روشن استفاده شده و همچنین وله های زیبا و جالب آن نشان از خوش سلیقگی سازندگان این برنامه دارد .

مهمترین عامل موفقیت برنامه را چیزی جز مجری برنامه نباید دانست . بدون اغراق باید گفت « دو قدم مانده به صبح » بدون حضور صالح اعلاء هرگز به این موفقیتها دست نمی یافت . مجری ای که با جمع آوری تجربه های فراوان در رادیو و مقدار کمی هم در تلویزیون آمده است تا این تجارب را در اختیار دیگران بگذارد . چهره ی دوست داشتنی و لحن جذاب او خود عاملی است در موفقیت برنامه . استفاده از برخی کلمات که فقط مختص خود صالح علامت مانند بینندگان جان ، در مرغزار گفتگو و .... و همچنین بداهه گویی او برنامه را به گونه ای به اوج می برد که مخاطب از مشاهده ی آن بیشترین لذت را می برد .

دو قدم مانده به صبح برنامه ای است که می بایست مدتها پیش ساخته می شد . اما امید است که آغازی باشد برای ساخت برنامه های گفتگو محور اینچنینی .

 

نام برنامه : دو قدم مانده به صبح

ساختار : ترکیبی ساده

فرمت ها : وله – گزارش – میزگرد – مصاحبه

شبکه پخش : چهار سیما

ساعت پخش : 23

موضوع برنامه : علمی ، فرهنگی ، ادبی ، هنری و .....  

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 16:53  توسط حسین حمیدی نسب  | 

شاید دهکده کوهستانی داووس جای چندان آشنایی برای بسیاری از ما نباشد اما همه ما مطمئناً بارها و بارها اخباری با موضوع اعتراض عده زیادی از مردم بهروند جهانی شدن را شنیده ، خوانده و در تلویزیون دیده ایم . اما آیا جهانی شدن چیزی مثل اینترنت است که دارد در همه جا نفوذ می کند ؟ نه ؟ پس جهانی شدن چیست ؟ چرا بر علیه آن تظاهرات می کنند ؟ اگر مردم با آن مخالف اند چرا روند آن متوقف نمی شود ؟ حتماً موافقینی دارد که امروز ه داریم جهانی می شویم ! این موافقین چه کسانی هستند و برای چه باید با آن موافقند ؟

در این نوشته سعی می کنیم به این پرسش ها تا پاسخ دهیم و با بررسی این پدیده به خواننده کمک کنیم تا تصمیم بگیرد در کدام جناح باشد به هر حال امروز شاید وقت آن رسیده باشد که از دو شقزیر یکی را انتخاب کنید اول تسخیر اعتراض آمیز نفت کش های امریکایی و دوم تاسیس شعبه جدید شرکت خود در کشور پورتریکو این مقاله تلاش می کند شمار را در این انتخاب راهنمایی کند .

 

vجهانی شدن به چه معناست ؟

 

برای درک صحیح معنای جهانی شدن لازم است ابتدا کمی از تاریخچه آن ذکر شود ولی از آنجایی که تاریخچه ها همیشه خسته کننده هستند اول تعریف فشرده جهانی شدن را بیان می کنیم . آنتونی گیدنز جامعه شناس جهانی شدن را اینگونه تعریف می کند : « جهانی شدن به معنای گسترش روابط اجتماعیو اقتصادی در سراسر جهان است . در یک نظام جهانی ، جنبه های متعددی از زندگی مردم از سازمان ها و شبکه های اجتماعی تاثیر می پذیرند که هزاران کیلومتر از آن ها دورتر هستند ، در این وضعیت جهان را باید به عنوان یک نظام واحد قلمداد کرد . »

در مورد اینکه روند جهانی شدن از چه تاریخی آغاز شده ، اختلاف نظر بسیاری وجود دارد آقای دکتر محمد حسین رفیعی شروع آن را به 3000 سال قبل و دورانی نسبت  می دهد که فراعنه مصر و اسکندر مقدونی ادعای جهانی کردن حکومت خود داشتند اما ما شروع جهانی شدن لااقل به این معنای مدرن را به سال 1970 نسبت می دیهم که آقای دکتر کلاوس شواب عده ای از مدیران اجرایی رده بالای اروپایی را در دهکده ای در سویس به یک ضیافت غیر رسمی دعوت کرد . در این جلسه دکتر شواب ( که رشته تحصیلی اش مدیریت بازرگانی بود ) برای مدیران طراز اول اروپا از گسترش صنعتو تجارت در سطح جهان صحبت کرد و افق های جدید در بازاریابی را به آنان نشان داد .

با گذشتن از جزئیات کافی است بگوییم که تا به امروز که 32 سال از آن تاریخ می گذرد 32 نشست سالانه و اکثراً در همان دهکده برگزار شده است و امروزه داووس  به عنوان یک مرکز مهم اقتصادی جهان در آمده که هر ساله هر یک از مدیران رده بالای جهانی با پرداخت 14 هزار دلار به ازاء هر نفر حق شرکت در آن را می یابند تا به سخنرانی هایی در باره موضوعات مختلف جهانی شدن ( از چرا باید در افریقا سرمایه گذاری کنیم « گرفته تا آینده بیوتکنولوژی » گوش فرا دهند .

در مورد اینکه چه کسانی علاقمند به شرکت در این اجلاس هستند باید بگوییم که حتی اگر بصورت سطحی اخبار جهان را دنبال کنید ، در لیست شرکت کنندگان اجلاس آشناسان زیادی پیدا خواهید کرد . افرادی مانند شاه سابق ایران ، آقای خرازی وزیر خارجه ایران ، بیل گیتس ( رئیس کمپانی مایکروسافت ) ، کوفی عنان ( دبیر کل سازمان ملل متحد ) ، هلموت کهل ( نخست وزیر آلمان ) خاویر سولانا ( دبیر کل ناتو ) لی پنگ ( رئیس جمهور چین ) و بسیاری از رئیس جمهوریهای دیگر کشورها و روسای سازمان های بزرگ جهانی ( مانند بانک جهانی یا WTO  ) از مشتریان دائم این اجلاس هستند

بعد از این تاریخچه مختصر شاید بتوان بهتر مفهوم جهانی شدن را درک کرد . جهانی شدن به معنای ایجاد فرا ملیت هاست . از نظر اقتصادی در روند جهانی شدن شرکت های بزرگ از منطقه تاسیس خود جدا می شوند و کالاهای خود را در تمام جهان تولید کرده و می فروشند برای مثال کمپانی اتومبیل سازی فورد مدل اسکورت در کشورهای آلمان ، سوئد ، نروژ دانمارک ، اتریش ، ژاپن سوئیس ،  ایتالیا ، هلند ، بلژیک ،  آمریکا ، کانادا و انگلیس و فرانسه شاخته شده ، محصول نهایی در اسپانیا مونتاژ می شود و در تمام دنیا به فروش می رود به عنوان نمونه ای دیگر جالب است بدانیم که در حدود نصف کارمندان شرکت امریکایی جنرال موتورز در خارج از امریکا مشغول به کار هستند و این در حالی است که کمپانی اتومبیل سازیایسوزو ( به دلیل فرار از مشکلات گمرکی ) اتومبیل هایی که به منظور فروش در بازار امریکا تولید می شوند را در خود امریکا می سازد .

البته باید توجه نمود که جهانی شدن فقط شامل جنیه های اقتصادی نیست جهانی شدن می تواند از دید سیاسی یا فرهنگی نیزمورد بررسی قرار بگیرد سازمان های  عامل غیر دولتی ( مانند سازمان ملل متحد ) امروزه بدون توجه به محدودیت های مرزی در امور مختلف سیاسی دخالت می نمایند و یا شبکه های پستی ، مخابراتی و شبکه های تلفن ، بدون توجه به اینکه در کدام کشور کار می کنند ، خود را با شبکه های پستی و مخابراتی بخش های دیگر جهان هماهنگ می کنند در عین حال شبکه های جهانی دیگری نیز وجود دارند که یک قدم به ایده جهانی شدن کامل ف نزدیک تر شده اند ، مانند اتحادیه اروپا و یا اتحادیه نفتی اوپک ، این اتحادیه های فراملی با شعار اینکه هدف مهمتر از مرز های سیاسی و سنتی است در عرصه کاری خود تغییرات عمده و موثری ایجاد کرده اند مثالی از این تغییرات را در بخش بعدی ملاحظه خواهید کرد .

 

v مزایای جهانی شدن چیست ؟

 

اما مزایای جهانی شدن چیست ؟ جواب بسیار ساده است در بحث اقتصادی ، پول و در بحث سیاسی ، قدرت برای درک بهتر مزایای اقتصادی جهانی شدن تصور کنید که شما مسئولیت اداره کارخانه ای را برعهده دارید اینکه کارخانه شما چه چیزی تولید می کند تفاوت چندانی ندارد ولی از آنجایی  که امروزه همه تلویزیون کرده اید اما در ژاپن دیگر کسی نمانده که تلویزیون نداشته باشد و در عین حال قدرت های بزرگ الکترونیک هم به شما اجازه ورود به بازار اشباع شده ژاپن را نمی دهند  لذا احتیاج خواهید داشت برای بالا بردن فروش خود بازار های جدیدی ایجاد کنیدو چه بازاری  جدیدی ایجاد کنید و چه بازاری بهتر از کشور در حال توسعه ای مانند ایران ؟

در ابتدا برای ارزیابی بازار 1000 دستگاه از تلویزیون های خود را به ایران وارد می کنید و فروش خوبی هم دارید اما به هر حال شما به دنبال حداکثر سود هستند و بهترین روش رسیدن به سود بیشتر پایین آوردن هزینه ها است برای این منظور تصمیم می گیرند دستمزد کمتری به کارگران بدهید اما در ژاپن اتحادیه های کارگری اجازه این کار را به شما نخواهند داد . از طرف دیگر در بدنه تلویزیون شما از پلاستیک استفاده بسیاری می شود اما به دلیل اینکه در ژاپن صنایع نفت و پتروشیمی چندانی وجود ندارد ، قیمت پلاستیک در این کشور بالاست. در عین حال هزینه گمرکی ورود پلاستیک به ژاپن نیز بسیار بالاست زیرا دولت می خواهد از خروج پول ازژاپن جلوگیری کند .

 اینجاست که یک راه حل درخشان برای پایین آوردن هزینه های تولید ( اعم از حقوق کارگران و مواد اولیه ) و راحت تر و ارزان تر کردن حمل و نقل تلویزیون تولیدی شما تا

ایران به ذهن تان می رسد : جهانی شدن .

 در اولین قدم خط تولید خود را از ژاپن به کشوری مثال نپال انتقال
می دهد . نپال به ایران نزدیک تر است ( و این یعنی حمل پول حمل و نقل کمتری می پردازید : سود بیشتر )  و در عین حال اتحادیه های کارگری هم  در این کشور وجود ندارد . در نپال پرداخت یک دهم حقوق یک کارگر ژاپنی کافیست تا هر روز هزاران نفر برای استخدام جلوی  کارخانه شما صف بکشند .

 اما بالا رفتن درآمد شما محدود به همین مسائل نیست . در حوزه سیاسی نپال حکومت قدرتمندی ندارد و عملا قوانین واردات و صادرات خاصی هم در آن کشور موجود نیست پس شما دیگر برای واردات پلاستیک خود هم لازم نیست هزینه گمرکی بپردازید . صبر کنید ، بالا رفتن سود شما هنوز ادامه دارد زیرا در کشورهای پیشرفته هر چقدر درآمد بیشتری داشته باشید به نسبت ، مالیات بیشتری باید بپردازید . یعنی حالا که شما دو کارخانه ( یکی در ژاپن و یکی در نپال) دارید می توانید سود آنها را بر هر دوشعبه تقسیم  کنید ، با این روش مالیات کمتری هم خواهید پرداخت . راستی برای جهانی شدن بیشتر می توانید آرام آرام به فکر تاسیس شرکت هایی در زیر مجموعه خود باشید که مثلاً در تونس پلاستیک تولید کنند . از آنجایی که خود شما خریدار محصولات این شرکت های جنبی  هستید ، سود دهی آنان تضمین شده خواهد بود و پول شما هم به جای رفتن به جیب سازمانی دیگر به شرکتی رسیده است که نهایتاً دوباره متعلق به خودتان است . .. حالا که دارید جهانی می شوید می توانید به راحتی درک کنید که چرا درآمد یکساله جنرال موتورز آمریکایی بیشتر از مجموع تولید ناخالص ملی کشورهای تایلند ، پاکستان و اروگوئه است. اما هنوز
قدم های دیگری در راه است .

در حال حاضر افراد دیگری نیز همانند شما مشغول خواندن این نوشته هستند پس احتمالا کارخانه های دیگری هم در تایلند ، لهستان ، آذربایجان ، فنلاند و ... تاسیس شده اند که به دنبال صدور تلویزیون به ایران هستند . این افراد ( مثل خود شما ) حاضرند برای در دست گرفتن بازار ایران روز به روز قیمت های خود را کاهش دهند و این یعنی کاهش سود . برای غلبه بر این مشکل ، بهتر است وارد مرحله دیگری از جهـانی سازی شوید و ادغام شرکت ها و تشکیل اتحادیه های تولید کنندگان . در این فرآیند به جای رقابت بر سر سهم فروش در بازار  از طریق پایین آوردن قیمت ها ، با مسئولین شرکت های دیگر وارد مذاکره می شوید . در این مذاکرات شرکتهای تولید کننده با تعیین قیمت ارائه محصولات در بازار و در عین حال تقسیم بازار در میان خود ، جلوی ارزان شدن رقابتی کالاها را
 می گیرند .

به عنوان نمونه ای جالب از این مذاکرات می توان به اتحادیه نفتی  اوپک اشاره کرد که در دهه 1970 توانست از با همین روش ، قیمت نفت  را تا حد 4 برابر افزایش دهد .

 

vمعایب جهانی شدن چیست ؟

اما در خبر آمده بود  که هزاران نفر به این روند اعتراض کردند . کمی عجیب نیست ؟  واقعاً  چه اشکالی دارد شما بتوانید در جایی تولید کنید که ارزان تر است ؟ جواب ساده است . هیچ  اشکالی ندارد ولی به شرطی که شما دارای حداقل یک کارخانه ، پول کافی برای صادرات محصول و پول کافی برای تاسیس شعبه های خود در دیگر کشورها باشید !

معترضین به روند جهانی شدن به جنبه های مختلفی از آن اعتراض دارند . آنها در جنبه اقتصادی معتقد هستند که جهانی سازی صنایع کوچک را زیر پاها قدرتمند خود له می کند . فرض کنید همین امروز مک دونالد امریکایی اجازه بیابد همبرگرهای یک دلاری مشهور خود را در زیباترین ، مجهزترین و پرسرمایه ترین رستوران های ایران  بفروشد و اگر شما یک ساندویچ فروشی معتبر در تهران را اداره می کردید  چه نظری داشتید ؟  یا حتی فرض کنید همان کارخانه تلویزیون چند ملیتی را داشتید . اگر قبول نمی کردید با شرایط رقبا کنار بیایید ، اتحادیه های بزرگتر با پایین آوردن قیمت های خود شما را مجبور به ضرر دادن می کردند . برای شرکتی مثل اکسون ( شرکت تبلیغاتی آمریکایی )  که درآمد سالانه ای برابر 137 میلیارد دلار بسیار ساده است که شرکت حتی چند ملیتی شما را از گردونه رقابت خارج کند و یا حتی در صورت علاقمندی با خرید کامل شرکت شما ، آن را به شرکت خود اضافه کند .

از جنبه سیاسی ، معترضین جهانی سازی استدلال می کنند که سرمایه داران بزرگ جهان
 ( بخصوص امریکا ) از طریق گسترش دموکراسی نوع آمریکایی تلاش میکنند تا آزادی را در دیگر کشورها تبلیغ کنند . اما این آزادی ، با عدالت تفاوت دارد . این آزادی به معنای آزادی واردات و صادرات ، آزادی سرمایه گذاری و آزادی تبلیغات است . در این نوع از آزادی شما حق دارید به حزبی که بهتر می شناسید رای بدهید اما سرمایه داران هم حق دارند ایستگاه های خبری تاسیس کنند و تبلیغات پر هزینه ای برای جهت دادن به افکار عمومی و جذب آرا راه بیاندازند . در این نوع آزادی شما آزادید در هر کجای کشور
(دنیا ) هر نوع کالایی را که می خواهید تولید کنید و به هر قیمتی که می خواهید بفروشید ، فقط به شرط اینکه سرمایه کافی برای اینکار داشته باشید . در نهایت در این نوع از آزادی مشتری آزاد است تا نوع کالایی را که  می خواهد بخرد انتخاب کند ، البته به شرطی که پول کافی برای قیمتی که فروشنده طلب می کند داشته باشد .

انتقاد دیگر به جنبه های فرهنگی و رسانه ای جهانی سازی است . این منتقدین مدعی هستند که انحصار بنگاه های خبر پراکنی در اختیار غربی هاست و این بنگاه ها به هر نوعی که بخواهند افکار عمومی را جهت می دهند . برای مثال در جنگ کوزوو هر روزه خبرهایی در مورد کشتارهای دهها هزار نفره مسلمانان توسط صرب ها داده می شد و کشورهای شمال
 ( اصطلاحی که به کشورهای صنعتی اشاره دارد
در مقابل جنوب  که به کشورهای در حال توسعه و جهان سوم اشاره می کند )  با استناد به این اخبار به بلگراد حمله کرده ، حکومت سوسیالیستی آن کشور را تغییر دادند و بعد با تصاحب صنایع بزرگ آن کشور ، بازار بزرگی برای تولیدات خود فراهم کردند .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 13:45  توسط حسین حمیدی نسب  |